Friday, February 13, 2004

مادر شکست. به تصاویری از هزازه پیش مینگرم. مادر جوان و زیبا بود.در اولین تصویر از مادر ۲۴ بهار از زندگی سختش سپری شده، هنوز اما طروت جوانی چهره آسمانی اش را ترک نگفته، نجابت چشمانش اما همیشه او را همراه است. تا پیکره بعدی ده سال گذشته. زنی سی و پنج ساله با پنج فرزند و اراده ای که هنوز نگریستنش در چشمان تصویر به ستودن می انگیزدت. خطوط استوار چهره و گونه بالای استخوانیش هنوز از حجم کار وبیماری نپژمرده. ده سال دیگر گذشت مادر اکنون در آستانه پیری است، چهل و اندی بیشترش نیست. مادران اما زود پیری را تجربه می کنند.

Thursday, February 12, 2004

من ...تو دهن این دولت میزنم. آیت الله خمینی، سخنرانی بهشت زهرا ۱۳۵۷
زمانی این حرفها دل نوجوون ما رو میبرد و نمیدونستیم که فقط دولت بختیار نخواهد بود که تو دهنی خواهد خورد. وقتی که با دندونهای شیکسته کوله بارمون رو کشیدیم به دوش و راهی فرنگ شدیم، دونستیم.

یه هفته ایه که ریشم و نزدم. سه چهار روزی هم هست که حموم نرفتم. بهش میگن دلمردگی زمستونی. هر ساله وسط زمستون یقه آدم ها رو میگیره و میکشونشون پایین، اونجا که سرور دوزخ فرامانروایی میکنه. انوقت دیگه حساب ماست و خاکستر.
مدتها به انتخابات فکر میکردم و اینکه باید رای داد، باید تو بازی بود تا برنده شد، الان به این نتیجه رسیدم که تو بازیی که طرفت همش جر میزنه نمیشه شرکت کرد. مجلس هفتم از من رایی نخواهد گرفت.

Wednesday, February 11, 2004

ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویت احتیاج دارید، معنویت ما را بردند اینها، دلخوش به این نباشید که مسکن فقط میسازییم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویت شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم...

بخشی از سخنرانی آیت الله خمینی در بهشت زهرا، ۱۲ بهمن ۱۳۵۷

حضور باشکوه از محسن ظریفیان