خدا، شاه، ميهن
چه فرمان يزدان چه فرمان شاه.
شاه سايه خداست
اين دست خرده فرمايشات متعلق به گذشته بوده است اما نوع معاصر آن هم به بازار آمده. اما چرا و چگونگی پذيرش آن از طرف مردم برای من پرسشی هست و بوده. بخشا پاسخ اين پرسش را می توان در مقاله« ملت هيولا ساز» در تار نمای رسمی علی رضا نوری زاده يافت
Tuesday, June 18, 2002
Sunday, June 16, 2002
Tuesday, June 11, 2002
فرض رو بر اين بگذارييد که من عاشق شدم. فرض رو بر اين بگذارييد که من مال و منالی هم دارم و باز فرض رو بر اين بگذارييد که زن و بچه هم دارم و علاوه بر همه اينها ۳۶ دندون سالم هم تو دهنم هست و مزيد بر علت حاجی هم هستم. حالا اگه بخوام يه نامه عاشقانه برای معشوق بفرستم احتمالا همچين چيزی ميشه:
"حاجی همه چيز دارد. حاجی متمول است. حاجی تو را دوست دارد. تو حاجی را دوست می داری؟ حاجی ملک دارد، کاروانسرا دارد، حاجی باغ دارد، حاجی خوشگل است. ۳۶ دندان پهلوی همديگر دارد. تمام جا به جاست. وقت آب خوردن گلويش معلوم است. اگر به حاجی مايلی آن وقت مادر منوچهر را طلاق می دهم."
جزييات اين داستان عاشقانه آبگوشتی دوران قاجار را ميتوان در تارنمای بی بی سی خواند.
Subscribe to:
Posts (Atom)
