باز بين عاما اختلاف نظر افتاد واينبار هم تکليف ملت بيچاره ايران مثل ۳۰۰ سال گذشته با کرامالکاتبينه. بعد از خوندن بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران در دربارهي سخنان اخير هاشم آقاجری در تارنمای مرور حقيقتاُ ترس برم داشته. الهی ملت ايران رو از شر توپ و تفنگ وآدمخواری مصون نگهدار.
Tuesday, July 02, 2002
متن کامل حرفهای جنجال برانگيز دکتر هاشم آغاجری درنشست همدان با عنوان« پروتستانيسم اسلامی» را درتارنمای گويا می شود خواند.
برای آيدا
سلام!
در ميانه چکاپوها وتلاش پايان نيافت زندگي به عکسی از تو برخوردم. با شادابی وشيطنت از پشت دريچه دوربينت به من ميخندی. من بودم و تو و او. هر سه جوان و سرشار، و من برای او خواندم:
آينهها و شبپرههایِ مشتاق را به من بده
روشنی و شراب را
آسمانِ بلند و کمانِ گشادهیِ پل
پرندهها و قوسوقزح را به من بده
و راهِ آخرين را
در پردهيی که میزنی مکرّرکن.
در فراسوهایِ عشق
تو را دوستمیدارم،
در فراسوهایِ پرده و رنگ.
وتو به عشق ما خنديدی.
بيست سالی مي گذرد اکنون و من مدتی است که نامه های تو را بی پاسخ گذاشتم نه از سر بی خيالی که ازپر خيالی.
در پشت تصوير تو به خط خود نوشتی:
« بدين گونه
در سرزمين بيگانه ای که درآن
هر نگاه و هر لبخند
زندانی بود
لبخند ونگاهی آشنا يافته ايم...»
اميد دارم در اين سرزمين هنوز بيگانه، بار ديگر نگاه و لبخند آشنای تو را بيابم.
Tuesday, June 18, 2002
خدا، شاه، ميهن
چه فرمان يزدان چه فرمان شاه.
شاه سايه خداست
اين دست خرده فرمايشات متعلق به گذشته بوده است اما نوع معاصر آن هم به بازار آمده. اما چرا و چگونگی پذيرش آن از طرف مردم برای من پرسشی هست و بوده. بخشا پاسخ اين پرسش را می توان در مقاله« ملت هيولا ساز» در تار نمای رسمی علی رضا نوری زاده يافت