Monday, September 30, 2002

شنيدم احمد محمود رمان نويس بزرگ ايرانی وآفريننده داستان بزرگ «همسايها» ديروز در يکی از بيمارستان های شهر بی داروازه تهران به اغما فرورفت. گويی تا مرگ راهی ندارد. من اما هنوز همسايه ها را از ياد نبردم. يادش گرامی.
« نه من مرگ هيچ عزيزی را باور نمی کنم»

والله اگه فقط کمی کمتر مست بودم وصنمی که روی کاناپه نشسته بود کمی کمتر خوشگل بود حتماْ يه چند خطی می نوشتم. اما افسوس و صد افسوس که: ان الاانسان لفی خسر...

Friday, September 27, 2002

وب‌لاگ‌‌ها، پيام‌آوراني‌اند سوار بر بال امواج فضائي. وبلاگها پيام آوران قاره هفتم
روايت ازپيک نت
هفتميش کجا بود؟ بابا اينقدر سخت نگير کدوم موج اون که مال دوره جنگ بود. حالا گيرم که ما يه کم موجی باشيم شما که نه بايد بد مردم رو همه جا داد بزنی. والله پيام هم يوخدی. فضا هم برو بچه ای ميدون گمرگ می رفتن اونهم با کمک سوخت سنگين، ما رو چه به اين حرفها!

"ديويد جكسون"، خبرنگار سابق هفته نامه تايمز از سوی "تام لينسون" رئيس هيات مديره صدای امريكا به سمت مدير جديد صدای امريكا انتخاب شد. او از سال ۱۹۷۴ تا سال گذشته در تايم كار مي‌كرد و پس از بازنشستگی سردبيری يك سايت اينترنتی ضد ترور در پنتاگون را عهده دار شد .
حالا بيا ودرستش کن گاو آقای گرگين دو قلو زاييد!

Thursday, September 26, 2002

نشتم در فاصله بين دو کار توی يه بار، جای شما خالی يه آبجو خنک سفارش دادم. مدتی از نهار بهداشتی ! که خورده بودم گذشته بود و آبجو سرم رو گرم کرد بروايت حضرات عارفان محظوظ شدم. وياد جوونی کردم بی اختيار دامنه بحث من با خودم کشيد به خوزه نسوان. در خيالات من شروع کردند سمن بويان يکی پس از ديگری دلبری و يا د باده نوازی. ساعت استراحتم داشت تموم می شد که من به خودم اومدم. يه صنم خنده ای از ميز مقابل نثارم کرد پرسيد: «بی من چگونه ای لول، گفتم ملول. خنديد.»