بنده زنی گرفتم که دختری بیست ساله داشت، روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت، از آن روز به بعد زن من، مادر زنِ پدر شوهرش شد.
مدتی بعد دختر زن من که مادر خوانده من هم بود، پسری زایید و اسمش را چنگیز گذاشتند. چنگیز برادر من شد، چون پسرِ پدرم بود از طرفی برادرم نوه من هم شد، چون نوه زنم بود و من در واقع پدر بزرگ برادر ناتنی خودم بودم.
مدتی بعد همسرم پسری زایید، و ار آن روز به بعد مادرم ، یعنی زن پدرم ، خواهر ناتنی پسرم و هم مادر بزرگ او شد، در صورتی که پسر من هم برادر مادر بزرگش و هم نوه او بود.
از طرفی چون مادر فعلی من ، یا همان نوه من، یعنی دختر زنم، خواهر پسرم میشود، پس من خواهر زاده پسرم شده ام ، ضمنا من پدر بزرگ خودم هستم پس پدرم همان برادرم است ، در صورتی که پدرم نوه من است!
روايت ازپيام
Monday, April 07, 2003
Thursday, April 03, 2003
Sunday, March 16, 2003
دوستان يکسال گذشت! تجربه تارنگاری طی يکسال گذشته جالب، وگاها سر درگم بود.همه شما از بار سنگين مشغوليات در فرنگ بخوبی آگاه هستيد. طی سال اخير کنجکاوی من بر توانايی هايم چيره بود. اکنون اما بار مشغوليات ومحدوديت های زمانی بر تواناييها سر است. کنجکاوی مرا هم آن تشنگی ديگر نيست. ميرزا همچنان به کار خويش خواهد برداخت ليک کوشش من در به روز کردن مرتب آن کاهش می يابد. ديگر بخشها نظير آبی و تگارخانه همچنان مرتب بروز خواهد شد.
غرض اينکه دانسته باشيد چرا زين پس ميرزا کمتر به روز خواهدشد. فرصت کم است و خواهش فراوان. به روايت شيخ عجل: شهری است پر کرشمه وخوبان ز شش جهت...
الحقر، ميرزا
Saturday, March 15, 2003
۱۵ مارس ۱۹۵۱ ( ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ ) پس از سالها مبارزه ، تغيير كابينه ها و بالاخره ترور رزم آرا نخست وزير وقت ، طرح دكتر مصدق و يارانش مبني بر ملي شدن نفت كشور به اتفاق آراء به تصويب مجلس شورا رسيد و انتشار خبر آن ايرانيان را به گونه اي شادمان ساخت كه به خيابانها ريختند و تا نيمه شب شادي كردند . پس از تصويب طرح، مردم نمايندگان مجلس را بر روي دوش از بهارستان به خانه هايشان رسانيدند.

روزهاي بعد نيز شادي مردم قطع نشد و تا پايان ايام نوروز ادامه يافت.
چهار روز بعد ( ۱۹ اسفند ) سنا نيز به رغم اعتراض شديد دولت انگلستان طرح را تصويب و همان روز به امضاي شاه رسيد. بعدا به پيشنهاد دكتر مصدق« ۲۹ اسفند» روزملي و تعطيل عمومي اعلام شد. از آغاز قرن ۲۰ نفت ايران در انحصار انگلستان بود.
برگرفته از: تاريخ روزانه ايران
آغاز نفود انگلستان در ايران
روز ۱۳ ژوئن سال ۱۵۹۸ ميلادي, رابرت و آنتوني شرلي با ۲۶ انگليسي ديگر در شهر قزوين اجازه يافتند كه شش روز بعد «۱۹ ژوئن» با شاه عباس اول ديدار داشته باشند و اين ديدار كه از آن چهار قرن مي گذرد؛ آغاز نفوذ انگستان در ايران است كه خاطرات بسياري بدي از آن داريم مخصوصا جدا كردن هرات از ايران. سلطه بر خليج فارس و امضاي قرارداد سال 1907 سن پترزبورگ با روسيه و تقسيم وطن ما ميان دو كشور و تاسيس واحد نظامي انگليسي «اس.پي.آر South police Rifle» در كرمان ...
ادامه اش را در آبنوس بخوانيد